احوال شما؟ کم پیدایین؟!!! چه خبرا؟
بلهههههه!چه خبری مهمتر از برد و قهرمانی پرسپولیس و سوخت و سوز سپاهانیا به همراه استقلالیای عزیز!
ولی انصافا به من که خیلی حال داد! خوب ببینید اگه سپاهان می برد فوقش نصف اصفهانیا خوشحال می شدند ولی حالا چی! لااقل نصف ایرانیا الان خوشحالن!
بی خیال بابا ! اصل همین دوستی هاست که می مونه !!!
راستی به همه شما هایی که حائز رتبه های خوبی در کنکور ارشد شدین تبریک میگم.
- دختر، بيا.
بغلش کرد و از جاده هاي پر آب ردش کرد.
اکيدو تا رسيدنشان به معبدي که مي بايست شب را در آن بيتوته کنند چيزي نگفت. در آنجا بود که نتوانست جلوي خودش را بگيرد. به رفيقش گفت:
- ما راهب ها نبايد به زنها نزديک شويم، به چه علت اين کار را کردي؟
تنزن گفت:
- من آن دختر را همانجا رها کردم. تو هنوز داري با خودت حملش مي کني؟
يک مردِ روحاني، روزي با خداوند مکالمه اي داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلي هستند؟"
خداوند آن مرد روحاني را به سمت دو در هدايت کرد و يکي از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهي به داخل انداخت. درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روي آن يک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوي خوبي داشت که دهانش آب افتاد!
افرادي که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض حال بودند. به نظر قحطي زده مي آمدند. آنها در دست خود قاشق هايي با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتي مي توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جايي که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمي توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحاني با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد. خداوند گفت: "تو جهنم را ديدي!"
آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود. يک ميز گرد با يک ظرف خورش روي آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور ميز، مثل جاي قبل همان قاشق هاي دسته بلند را داشتند، ولي به اندازه کافي قوي و تپل بوده، مي گفتند و مي خنديدند. مرد روحاني گفت: "نمي فهمم!"
خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتياج به يک مهارت دارد! مي بيني؟ اينها ياد گرفته اند که به همديگر غذا بدهند، در حالي که آدم هاي طمع کار تنها به خودشان فکر مي کنند!"
وقتي که عيسي مسيح مصلوب شد، داشت به شما فکر مي کرد!
(تخمين زده شده که 93% از مردم اين متن را براي ديگران ارسال نخواهند کرد. ولي اگر شما جزء آن 7% باقي مانده مي باشيد، اين پيام را با تيتر "7%" ارسال کنيد!
من جزء آن 7% بودم! و به ياد داشته باشيد، من هميشه حاضرم تا قاشق غذاي خود را با شما تقسيم کنم!)
پروتریواج پاتیل، از زمان تولد از یک بیماری نادر ژنتیکی به نام پرمویی hypertrichosis یا سندرم Werewolf رنج
میبرد. او یکی از 50 نفری است که در کل دنیا مبتلا به این بیماری هستند.
تا به حال خانواده پروتریواج تلاش کردهاند که از راههای مختلفی بیماری فرزندشان را درمان کنند، آنها هومئوپاتی،
داروهای سنتی هندی و لیزر را امتحان کردهاند، اما از هیچ کدام از این درمانها نتیجهای نگرفتهاند.
در حال حاضر او امیدوار است که پزشکان راهی برای درمان بیماری او پیدا کنند.
موهای ضخیمی که صورت پروتریواج را فراگرفته است باعث شده است که او از بیم نگاه خیره و بیرحمانه مردم، به
ندرت از خانهاش که در دهکدهای در هند قرار دارد، خارج شود.
وقتی پروتریواج به دنیا آمدند، بعضی از ساکنان دهکده به مادرش گفتند که او زاده خدا است، در حالی که بعضی دیگر او
را موجودی ماوراء طبیعی و بدشگون میدانستند.
با وجود قیافه غیرعادی، پروتریواج یک دانشآموز سالم، ورزشکار و محبوب در مدرسه است.
به هایپرتریکوزیس ارثی، سندرم گرگنمایی یا Werewolf هم گفته میشود، این نامگذاری برخاسته از افسانههای اساطیری
است. این بیماری میتواند به صورت موضعی باشد و یا به صورت فراگیر کل بدن و اندامهای یک شخص را درگیر کند.
در این بیماری معمولا چشم و کف دست و پا درگیر نمیشود. هایپرتریکوزیس میتواند خفیف یا شدید باشد.
تقریبا همه سطح پوست بدن انسان به جز کف دست و پا، از مو پوشیده شده است ولی تعداد موها و نیز ضخامت، رنگ،
سرعت رشد مو و میزان پیچخوردگی مو در هر منطقه بدن با منطقه دیگر تفاوت دارد و از شخصی به شخص دیگر
متفاوت است.
به طور کلی میتوانیم بیماریهایی را که منجر به افزایش رشد مو میشوند به دو دسته تقسیم کنیم:
1- در هایپرتریکوزیس، افزایش رشد مو وابسته به هورمونهای جنسی مردانه یا آندروژنها نیست. هایپرترکوزیس خود به
دو دسته ژنتیکی و غیرژنتیکی تقسیم میشود.
هایپرتریکوزیس ارثی، بیماری بسیار نادری است، در حال حاضر تنها 19 نفر در کل دنیا مبتلا به این بیماری هستند، به
عبارت از هر 340 میلیون نفر، تنها یک نفر مبتلا به این بیماری میشود.
هایپرترکوزیس ارثی بیشتر به صورت اتووزوم غالب به ارث میرسد، البته تظاهر ژنتیکی این بیماری متغیر است،
بنابراین بیماری در همه بهارثبرندگان این ژن تظاهر پیدا نمیکند. در مبتلایان به هایپرتریکوزش ارثی هیچ اختلال
هورمونی خاصی وجود ندارد.
مصرف بعضی از داروها میتوانند موجب هایپرترکیوزیش غیرژنتیکی شوند. بعضی از این داروها عبارتند از فنیتوئین،
ماینوکسیدیل، سایکلوسپورین، دیازوکساید، کورتیکواستروئید، استرپتومایسین، پنیسیلامین و ...
2- هیرسوتیسم hirsutism : این نوع پرمویی غالبا در زنان رخ میدهد، وابسته به آندروژنهاست و در آن الگوی رویش
موی طرحی مردانه دارد. هیرسوتیسم علل مختلفی دارد که علل شایعتر آن شامل موارد زیر هستند:
- سندرم تخمدان پلیسیستیک
- هیرسوتیسم ایدیوپاتیک
- هایپرپرولاکتینمی
- هایپرتکوزیس
- داروها: داناوزل و قرصهای پیشگیری از حاملگی که محتوی هورمونهای آندروژن باشند.
هایپرتریکوزیس در گذر تاریخ:
از صدها سال پیش، انسانهای کنجکاوی و شیفتگی خاصی نسبت به بعضی از بیماریها نادر داشتند. در قرن نوزدهم از
اشخاصی که مبتلا به هایپرتریکوزیس ارثی بودند به عنوان جاذبه سیرکها و نمایشها استفاده میشد و آنها ابزاری
میشدند برای کسب پول و درآمد صاحبان این سیرکها.
لقبهای مختلف و گاه ناپسندی به این بیماران داده میشد: میمون انساننما، انسان سگی و ...
از قرون وسطی تا کنون 50 شخص دچار بیماری هایپرترکوزیس ارثی در متون مختلف توصیف شدهاند.
در سال 1648 برای اولین بار، یک مورد هایپرتریکوزیس فامیلی گزارش شد: پیتر گونزالس، دو دختر، پسر و نوهاش،
همگی مبتلا به هایپرتریکوزیس بودند.
موارد جالب دیگری از بیماری هایپرتریکوزیس را هم می توان مثال زد:
استفان بیبوروسکی Stephan Bibrowski که در سال 1891 در لهستان به دنیا آمد، یکی از مبتلایان به این بیماری بود.
مادر او تصور میکرد که بیماری او ناشی از مجروح شدن شوهرش به وسیله یک شیر باشد. مادر استفان او را موجود
پلیدی میدانست و به همین خاطر وقتی استفان 4 ساله بود، او را به یک گروه نمایشی آلمانی داد. در سال 1901 او به
آمریکا رفت و در آنجا هم مشغول نمایش و اجرای حرکات ژیمناستیک شد. با وجود بیماری و وضعیت محدودکننده ظاهر
از او به عنوان یک جنتلمن خوشپوش و کسی که قادر بود به پنج زبان مختلف صحبت کند، یاد میشود.
در سال 1920 او به آلمان رفت و شرانجام در سال 1932 بعد از یک سکته قلبی درگذشت.
مورد جالب دیگر، انی جونز ملقب به زن ریشدار آمریکایی است، او در سال 1865 در ویرجینیا به دنیا آمد. از همان
دوران نوزادی والدینش او را برای نمایش اجاره میدادند و ماهانه 150 دلار دریافت میکردند.
داستان جولیا پاستران هم جالب است، او یک زن مبتلا به هایپرتریکوزیس بود که در مکزیک متولد شده بود. مردی به نام
تئودور لنت متوجه وضعیت غیرعادی او شد، به او رقص و موسیقی آموزش داد و نمایشهایی با حضور او در اروپا
ترتیب داد و سرانجام با او ازدواج کرد!
جولیا باردار شد و در مسکو، نوزادی به دنیا آورد که خود مبتلا به هایپرتریکوزیس بود و چند روز بعد از تولد درگذشت. جولیا هم مدتی بعد به خاطر عوارض زایمان از دنیا رفت.
اما جالب است که تئودور لنت دست از سر جسد آنها هم برنداشت، جسدها را مومیای کرد و شروع به نمایش دادن آنها کرد.
چندی بعد لنت، توانست زن دیگری مبتلا به هایپرتریکوزیس پیدا کند، او نام زنورا پاستران را بر او نهاد و با او هم
ازدواج کرد! سرانجام رفتارهای غیرعادی تئودور لنت، موجب شد که مقامات او را به بک آسایشگاه روانی منتقل کنند!
هایپرتریکوزیس و دنیای هنر:
فیلم Fur به کارگردانی استیون شینبرگ در سال 2006 ساخته شد. در این فیلم نیکول کیدمن نقش د;یان آربوس را بازی
میکند. دیان آربوس یک عکاس شاخص آمریکایی بود که به خاطر عکسهای عجیب و غریب و آشفتهاش و همچنین
خودکشی در سال 1971 مشهور است.
البته این فیلم بیشتر یک بازسازی تخیلی زندگی آربوس است. در این فیلم نشان داده میشود که آربوس، روابط عاطفی با
یک مرد مبتلا به هایپرتریکوزیس پیدا میکند.
در فیلم کمدی Human Nature هم، پاتریشیا آرکت، نقش یک دختر مبتلا به هایپرتریکوزیس را بازی میکند.
در فیلم بسیار جالب ک;لیک، آدام سندلر از دست کنترلهای گوناگون وسایل الکترونیکی در خانه، عصبی میشود و آرزو میکند که ای کاش، همه این وسایل را با یک کنترل، مدیریت میکرد. اما هیچگاه تصور نمیکرد که «مورتی» کنترل زندگی را به او میدهد!
آیا تا به حال فکر کردهاید که -کنترلهای از راه دور تلویزیون- این ابزارهای بسیار ضروری زندگی، از چه زمانی به زندگی ما وارد شدند؟!
اولین کنترل تلویزیون موجود جانداری به نام انسان بود! بزرگسالها، در طول سالیان متمادی از خردسالهای خانواده به عنوان کنترلهای حرفگوشکن استفاده میکردند: «کانال دو را بگیر، صداش را زیاد کن، ببین تصویر واضحتر میشه!»
در سال 1950، شرکت زنیت رادیو Zenith Radio، نخستین کنترل تلویزیون را درست کرد. این کنترل Lazy Bones نام داشت و با یک سیم به تلویزیون متصل میشد.
در سال 1955، یک کنترل از راه دور بیسیم به نام Flashmatic ساخته شد. این کنترل نور را روی سلول فتوالکتریک موجود روی تلویزیون میانداخت. متأسفانه کار با این کنترل مشکل بود و استفادهکننده از آن باید نور را درست روی سلول فتوالکتریک میانداخت.
در سال 1956، رابرت آدلر، کنترلی به نام Zenith Space Command ساخت که از امواج اولتراسوند استفاده میکرد.
با اختراع ترانزیستور، تولید کنترلها بسیار آسانتر شد و قیمت آنها کاهش چشمگیری یافت. از این زمان به بعد از کریستالهای پیزوالکتریک در کنترلها استفاده میشد که میتوانستند امواج اولتراسوند تولید کنند. فناوری آن زمانهای کنترلهای از راه دور چندان بیاشکال نبود، گاهی امواج اولتراسوندی که تصادفی توسط دستگاههای دیگر تولید میشدند، گیرندههای آنها را روی تلویزیون به اشتباه میانداخت. حتی گاهی صدای سنتور باعث عوض شدن کانالها میشد و گاهی اوقات هم خانمهای جوانی که گوش حساستری داشتند، میتوانستند صدای این کنترلها را بشنوند.
کنترلهایی که تا اواخر دهه 70 تولید میشدند، عملکرد محدودی داشتند، با بعضی از آنها فقط میشد کانالها را عوض کرد یا صدا را کم و زیاد کرد، بنابراین وقتی بیبیسی در اواخر دهه 70 فناوری تلهتکست را ابداع کرد، نیاز جدی به کنترلهای پیشرفتهتری احساس شد که با آنها بتوان اعمال متعددی انجام داد.
شرکت ITT یکی از نخستین شرکتهایی بود که توانست کنترل از راه دور مبتنی بر امواج مادون قرمز را تولید کند.
Harmony One شرکت لوجیتک، نمونهای از کنترلهای مادون قرمز مدرن امروزی است که میتوان با کمک آن همه وسایلی که گیرنده مادون قرمز دارند، کنترل کرد.
Pronto 9600 شرکت فیلیپس را باید کنترل از راه دور آینده دانست، با این کنترل نه تنها می توان تلویزیزیون را کنترل کرد، بلکه میتوان مثلا در گاراژ را باز و بسته کرد یا نور اتاق را کم و زیاد کرد.

A – Accept : پذیرا باشید:
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.
B - Break away : خودتان را جدا سازید:
خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید..
C - Creat : خلق کنید :
خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.
D – Decide : تصمیم بگیرید:
تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.
E - Explore : کاوشگر باشید :
جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید.. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.
F - Forgive : ببخشید :
ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.
G - Grow : رشد کنید:
عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.
H – Hope : امیدوار باشید:
به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.
دنباله الفبا در ادامه مطلب
ادامه مطلب



با توجه به طرحهای مختلف و مخفی ایرانسل و کدهای متنوع آن، حتماً تا به حال به این موضوع فکر می کردید که آیا راهی برای انتقال اعتبار از یک سیم کارت ایرانسل به سیم کارت دیگر ایرانسل وجود دارد ؟

با ترفندی که امروز قصد معرفی آن را داریم قادرید تا تنها با ارسال یک پیام کوتاه ، مقدار اعتبار دلخواه خود را به سیم کارت ایرانسل دیگری انتقال دهید !
تصور کنید اعتبار سیم کارت اعتباریتان رو به پایان است و نیاز به شارژ سیم کارت دارید ، در حالی که دسترسی به کارت شارژ نیز ندارید .
در چنین مواقعی بهترین گزینه انتقال اعتبار دلخواه از سیم کارت دوستتان به سیم کارت شما است . کافی است با وی تماس بگیرید تا اعتبار دلخواه خود را برایتان ارسال کند ...
برای این مظور کافی است ابتدا با سیم کارتی که قصد دارید تا از آن اعتبار بگیرید یک پیام کوتاه به صورت زیر و به شماره 1112 ارسال کنید
مبلغ مورد نظر به ریال: شماره سیم کارت مقصد
» به طور مثال فرض کنید قصد داریم تا از سیم کارتی به شماره فرضی 09351111111 به شماره 09352222222 ، مبلغ 1000 تومان اعتبار انتقال دهیم .
بدین منظور کافی است از سیم کارت اول یک پیام کوتاه به شماره 1112 ارسال کنید که در متن آن ابتدا شماره سیم کارت مقصد را نوشته و سپس علامت دو نقظه گذاشته و سپس مبلغ مورد نظر را به ریال وارد کنید .
یعنی :

پس از انجام عمل فوق و ارسال متن پیام به شماره 1112 ، به صورت اتوماتیک برای هر دو سیم کارت یک پیام کوتاه با مضمون انتقال موفقیت آمیز اعتبار ارسال خواهد شد .
لازم به ذکر است حداقل مبلغ برای انتقال اعتبار 100 تومان می باشد و بابت انتقال مبلغ 50 تومان کارمزد از سیم کارت مبداء کسر خواهد شد .
»» با توجه به ترفند فوق زین پس بیشتر مراقبت سیم کارت های اعتباری ایرانسل خود باشید و از در اختیار گذاشتن تلفن همراه خود به افراد ناشناس خودداری کنید چرا که تنها چند ثانیه کافی است تا وی اعتبار سیم کارت شما را به سیم کارت خود منتقل نماید .
بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان صورت گرفته یک زندگی سالم به چهار امر مهم بستگی دارد:
۱- عدم استعمال دخانیات. ________ ۲- پایین نگه داشتن وزن.
۳- تغذیهی مناسب. ____________ _ ۴- ورزش.
جالب است بدانید از بین ۱۵۳۰۰۰ نفر مورد بررسی قرار گرفته شده فقط ۳٪ همهی چهار مورد بالا را رعایت میکردند.
اکثر مردم وقتی وارد زندگی بزرگسالی میشوند به دلیل مشغله های مختلف دچار عادت های بد و ناسالم میشوند. همهی ما بار ها و بارها مقالاتی مثل همین را خواندهایم و تصمیم گرفتهایم آنها را عملی کنیم ولی نکردهایم.
ولی اگر هرگز شروع نکنیم مطمئن باشید ضرر بزرگی خواهیم کرد و بعد ها افسوس خواهیم خورد. چون زمان و سلامتی و جوانی دیگر هرگز باز نخواهند گشت.
آیا عاقلانه تر نیست با کمی غلبه بر احساس تنبلی چندین سال زندگی شادتر و سالمتری برای خود بسازیم؟
در زیر ۴۰ کار مفید برای سلامتی آورده شده که انجام دادن آنها حداکثر ده دقیقه طول خواهند
کشید ، فکر میکنم برای شروع یک زندگی سالم خوب باشد:
۱- مسواک بزنید.
۲- ۱۵ تا بشین پاشو بروید.
۳- صاف بنشینید.
۴- یک سیب بخورید.
۵- سرخط های مربوط به سلامتی روزنامه ها را بخوانید.
۶- بایستید و کمی به بدنتان کش و قوس بدهید.
۷- ۱۰ بار وزن را از طرفین روی یکی از پاهایتان بیاندازید.
۸- یک لیوان آب بنوشید.

۱۰- یک نقل قول خوب و روحیه بخش برای دوستانتان ارسال کنید.
۱۱- یک نفس عمیق بکشید.
۱۲- ده دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.
۱۳- کمربندتان را ببندید.
۱۴- دست هایتان را بشویید.
۱۵- به مادرتان تلفن کنید.
۱۶- یک دستور غذای خوب و سالم را به دوستانتان بدهید.
۱۷- خودکاری که نمینویسد را دور بیاندازید.
۱۸- هنگام آگهی های بازرگانی تلویزیون ۱۰ تا شنا بروید.
۱۹- کمی فلفل به سالادتان اضافه کنید.
۲۰- کنترل تلویزیون را کمی دور بگذارید تا برای عوض کردن کانال بلند شوید.

۲۲- نظری در یک وبلاگ بنویسید.
۲۳- فرزندانتان را بغل کنید.
۲۴- کمی کرم مرطوب کننده و ویتامینه به دستانتان بزنید.
۲۵- از کسی که لیاقتش را دارد تشکر کنید.
۲۶- لباس هایتان را برای فردا آماده کنید.
۲۷- یک بار به جای چای قهوه بنوشید.
۲۸- کلید هایتان را یک جای مشخص قرار دهید.
۲۹- نامه یا ایمیلی دوستانه برای یکی از دوستانتان بفرستید.
۳۰- به یک موسیقی آرامش بخش گوش دهید و ذهنتان را آزاد کنید.
۳۱- ۱۰ دقیقه استراحت کنید.

۳۲- میز کار و صفحهی نمایشگرتان را تمیز کنید.
۳۳- پنج دقیقه Free Rice بازی کنید.
۳۴- یکی از دوستان خوبتان را برای یک شام سالم دعوت کنید.
۳۵- یک خوردنی برای فقیری تهیه کنید و به او بدهید.
۳۶- چشمانتان را ببندید و فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی دارید.
۳۷- این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
۳۸- دست و صورتتان را بشویید و ۳ دقیقه از پنجره به دوردست نگاه کنید. (برای چشم مفید است.)
۳۹- برای پرنده ها دانه بریزید.
۴۰- یکی از کار های بالا را همین حالا انجام دهید!
کار های بالا هر کدام به نحوی مفید هستند و باعث سلامتی جسمی ، اجتماعی ، روانی و… میشوند. انجام دادن هر کدام از آنها حداکثر ۱۰ دقیقه طول خواهد کشید. پس تنبلی را کنار بگذارید و همین الان چند تا را انتخاب کرده و انجام دهید مثلآ ابتدا لبخند بزنید سپس یک لیوان آب بنوشید سپس یک سیب را در حالی که از پنجره به بیرون نگاه میکنید بخورید.
پدر بزرگ، درباره چه مي نويسيد؟
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد:
اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام
پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بياوري ، براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي !
صفت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر) پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.
صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است.
صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار در زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي وبداني چه مي کني
تست خودشناسی
اول درخت نقاشی کنید بعد خود را بشناسید
درختی را كه كشیده اید با درختانی که در پایین صفحه موجود است مقایسه كنید . ببینید بیشتر شبیه كدام یك است . بعد شرح مربوط به آن درخت را بخوانید تا درباره خود و روحیه تان چیزهای جدید كشف كنید. برای این كه دوستانتان را بهتر بشناسید از آنها بخواهید كه درختی ترسیم كنند.
* كلید تست*
16 درخت در این تست وجود دارد . در درخت های شماره 1 تا 8 شكل شاخه ها مهم است و این تست ، روحیه شما را بر اساس فرمی كه به شاخه ها داده اید تجزیه و تحلیل می كند. از شماره 9 تا 16 شكل تنه درخت مورد نظر است. بدین ترتیب شما از این تست دو جواب به دست می آورید كه یكی مربوط به شكل تنه درخت است و یكی مربوط به شاخه هاست.
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
برای دیدن کلید تست به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
سیاهی از درون کاهدود پشت دریاها
بر آمد ، با نگاهی حیله گر ، با اشکی آویزان
به دنبالش سیاهیهای دیگر آمده اند از راه
بگستردند بر صحرای عطشان قیرگون دامان .
![]()
سیاهی گفت:
اینک من ، بهین فرزند دریاها
شما را ، ای گروه تشنگان ، سیراب خواهم کرد.
چه لذت بخش و مطبوع است مهتاب پس از باران
پس از باران جهان را غرقه در مهتاب خواهم کرد
بپوشد هر درختی میوه اش را در پناه من
ز خورشیدی که دایم می مکد خون و طراوت را.
نبینم ... وای!! ... این شاخک چه بی جان است و پژمرده...
سیاهی با چنین افسون مسلط گشت بر صحرا
زبردستی که دایم می مکد خون و طراوت را
نهان در پشت این ابر دروغین بود و می خندید .
مه از قعر محاقش پوزخندی زد بر این تزویر
نگه می کرد غار تیره با خمیازه ی جاوید
گروه تشنگان در پچ پچ افتادند :
_دیگر این
همان ابر است کاندر پی هزاران روشنی دارد .
ولی پیر دروگر با لبخندی افسرده :
فضا را تیره می دارد ، ولی هرگز نمی بارد
خروش رعد غوغا کرد ، با فریاد غول آسا
غریو از تشنگان برخاست :
باران است ... هی ! باران !!
پس از هرگز ... خدا را شکر ... چندان بد نشد آخر ...
ز شادی گرم شد خون در عروق سرد بیماران
به زیر ناودانها تشنگان ، با چهره های مات
فشرده بین کفها کاسه های بی قراری را
_تحمل کن پدر ... باید تحمل کرد ...
می دانم
تحمل می کنم این حسرت و چشم انتظاری را ....
ولی باران نیامد...
پس چرا باران نمی آید ؟
نمی دانم ولی این ابر بارانی ست ، می دانم .
ببار ای ابر بارانی ! ببار ای ابر بارانی!!
شکایت می کنند از من لبان خشک عطشانم.
_شما را ، ای گروه تشنگان ! سیراب خواهم کرد .
صدای رعد آمد باز ، با فریاد غول آسا .
ولی باران نیامد...
_پس چرا باران نمی اید ؟
سر آمد روزها با تشنگی بر مردم صحرا .
گروه تشنگان در پچ پچ افتادند :
_آیا این
همان ابر است کاندر پی هزاران روشنی دارد ؟
و آن پیر دورگر گفت با لبخند زهر آگین :
فضا را تیره می دارد ، ولی هرگز نمی بارد .
شعری از مهدی اخوان ثالث

این پیشنهاد که سه ماه پیش به یاهو ارائه شده بود با عدم توافق بر سر قیمت پس گرفته شد.
استیو بالمر، مدیر مایکروسافت رسما در نامه ای به مدیر یاهو پیشنهاد خریداری این شرکت را پس گرفته است.
آقای بالمر گفت مایکروسافت پیشنهاد اولیه خود را از 44 میلیارد و 600 میلیون دلار به 47 میلیارد و 500 میلیون دلار افزایش داده و افزود قیمت موردنظر شرکت یاهو 53 میلیارد دلار بوده است.
به گفته آقای بالمر این قیمت بیش از میزان مورد نظر مایکروسافت است.
مایکروسافت قصد داشت با خرید یاهو قدرت رقابت خود را با گوگل افزایش دهد که بازار تبلیغات اینترنتی را در دست دارد.
بازار آگهی های اینترنتی در سال 2007 چهل میلیارد دلار تخمین زده شد و پیش بینی می شود تا سال 2010 ارزش آن دوبرابر شود.
آقای بالمر در نامه خود که بر وب سایت مایکروسافت منتشر شده نوشته است: " ما همچنان براین باوریم که پیشنهاد ما برای مایکروسافت، یاهو و بازار پیشنهادی منطقی بوده است."
در این نامه آمده:" علیرغم تمام تلاش های ما از جمله افزایش قیمت پیشنهادی معادل 5 میلیارد دلار یاهو تمایلی برای پذیرفتن پیشنهاد ما از خود نشان نداده است."
"بعد از بررسی زیاد به این نتیجه رسیده ایم که تقاضای یاهو برای ما منطقی نیست و به نفع سهام داران و کارکنان مایکروسافت است که پیشنهاد خود را پس بگیریم."
یاهو کماکان بر این موضع است که پیشنهاد مایکروسافت برای خرید این شرکت پایین است.
دوستان گرامی آپدیت آنتی ویروس (نود ۳۲ ) رو میتونین از
اینجا بگیرین
امیدوارم به دردتون بخوره.
یاعلی

به گزارش «فردا» محمدرضا شريفينيا در گفتوگويي با نشريه «رضا رشيدپور» با اشاره به رابطه کاري خود با محمدرضا گلزار از خاطره همکاري او در فيلم «ميهمان مامان» داريوش مهرجويي گفت، از طريق گروه آريان با گلزار آشنا شدم. عقيده داشتم که گلزار بايد با يک کار ديگر به جز فيلم آقاي قادري وارد سينما ميشد، او بايد چند وقتي در تئاتر کار ميکرد و بعد وارد سينما ميشد.
شريفينيا ادامه داده است: رضا به من گفت، دوست دارد در يک کار خاص بازي کند. من هم در اولين کاري که پيش آمد او را براي نقش معتاد فيلم ميهمان مامان انتخاب کردم. ابتدا مهرجويي از کارش راضي نبود اما من به او گفتم که گلزار را براي کار آماده ميکنم. او براي نقش يک ريش 15 سانتيمتري گذاشت و تستگريم هم شد. در همين زمان آقاي فرحبخش ميخواست کما را بسازد و در نظر داشت از گلزار استفاده کند.
وي ادامه ميدهد: ما قبل از شروع ميهمان مامان با آقاي مهرجويي سفري به فرانسه داشتيم. در آنجا يکي از دوستان تماس گرفت و گفت گلزار ريشش را زده است. من به آقاي فرحبخش زنگ زدم و او گفت که ما حرفي نزديم خود گلزار ريشش را زده است. من همان موقع با پارسا پيروزفر تماس گرفتم و گفتم ريش بگذارد براي بازي در نقش معتاد. از پاريس که برگشتيم گلزار به من زنگ زد و گلايه کرد. به او گفتم طبق قراري که داشتيم عمل نکردي و و تمرد کردي. گفت تا شروع کار شما من اينطرف کارم تمام ميشود و ريش ميگذارم. گفتم ما هفته ديگر کار را شروع ميکنيم. من هم اين کار را نميکنم تا بداني وقتي قراري ميگذاريم بايد سر آن بماني.
به گزارش «فردا»، شريفي نيا در پايان اين گفتوگو با رضا رشيد پور در مقابل برخي اسامي نظرات خود را اينگونه اعلام کرده است:
بهرام رادان؟
انگور ياقوتي.
قاليباف؟
انگور شاهاني.
ابراهيم حاتميکيا؟
درخت انگور.
تهمينه ميلاني؟
دلمه برگ مو.
محمدرضا گلزار؟
کفشدوزک درخت مو.
داريوش مهرجويي؟
باغ انگور.
سيد محمد خاتمي؟
تاکستان.
مسعود دهنمکي؟
هستهانگور.
ميشود توضيح بدهيد؟
شما ميتوانيد خود انگور را بخوريد و به هستهاش اعتنا نکنيد، يا اين که آن هسته را بکاريد و يک تاکستان ازش بسازيد.
محمود احمدي نژاد؟
سرکه.
يعني چه؟
من شنيدم که يک خبرنگار خارجي از آقاي احمدي نژاد سوال کرده که چهره شما زيبا نيست و به درد رياست جمهوري نميخورد، ايشان هم پاسخ داده که اگر به درد رياستجمهوري نميخورد به درد نوکري مردم که ميخورد. اين جمله مرا تکان داد و اگر قبل از انتخابات شنيده بودم حتما به ايشان راي ميدادم.
آزيتا حاجيان؟
شراب حلال.
هديه تهراني؟
شراب حرام.
خب بهتر است تا قضيه بيخ پيدا نکرده مصاحبه را تمام کنيم.
من هم موافقم.
برگرفته از سایت تابناک

اما ویندوز رو چون به صورت قفل شکسته به دست ایرانی ها میرسه از بسیاری از امکاناتش محروم میکنه. مثل امنیت , خدمات سرویس و ....
ما امروز قصد داریم کاری رو اموزش بدهیم که فقط با چند کلیک ساده انگار شما مبلغ 300 $ پول دادید و یک ویندوز خریدید! یک ویندوز قانونی !!! پس از تمام امکانات استفاده کنید.
ابتدا از منوی Start گزینه Run را اجرا کنید. regedit رو بنویسید و روی OK کلیک کنید تا پنجره ای جدید باز شود. حالا از پنجره باز شده به آدرس زیر برین:
HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows NT\Current
Version\WPAEvents
از قسمت راست پنجره، روی OOBETimer دوبار کلیک کنید تا پنجره ای باز شود.
مقدار FF را به 00 تغییر دهید. روی دکمه OK کلیک کنید و رجستری را ببندید.
از منوی Start گزینه Run را کلیک کنید و این دستور را بنویسید :
C:\WINDOWS\system32\oobe\msoobe.exe /a
پنجره ای باز می شود به نام Activate Windows، در این پنجره از بین گزینه های انتخابی گزینه دوم را انتخاب کنید و بعد Next را کلیک کنید. از پنجره جدید بر روی
Change Product key کلیک کنید. در قسمت New key این سریال را وارد کنید :
B7R7P - J63JP - 2J7VH - W3TDJ - PDP7T
و سپس بروی Update کلیک کنید و بعد Remind me later را کلیک کنید.



























